تبليغاتX
تا نگردي آشنا زين پرده رمزي نشنوي
تا نگردي آشنا زين پرده رمزي نشنوي

سرگرمي و شخصی


حجاب در ايران و روم باستان

در كتاب تاريخ تمدن مي خوانيم:

پس از داريوش مقام زن خصوصاً در طبقه ثروتمندان تنزل پيدا كرد. زنان فقير چون براي كار

كردن ناچار از آمد و شد در ميان مردم بودند آزادي خود را حفظ كردند، ولي در مورد زنان

ديگر گوشه نشيني زمان حيض كه بر ايشان واجب بود رفته رفته امتداد پيدا كرد و سراسر

زندگي اجتماعي شان را فرا گرفت... . زنان طبقات بالاي اجتماع جرأت آن را نداشتند كه جز

در تخت روان روپوش دار از خانه بيرون بيايند و هرگز به آنان اجازه داده نمي شد كه آشكارا با

مردان آميزش كنند. زنان شوهر دار حق نداشتند هيچ مردي را و لو پدر يا برادرشان باشد ببينند

در نقشهايي كه از ايران باستان بر جاي مانده هيچ صورت زن ديده نمي شود و نامي از ايشان به

نظر نمي رسد.

شهيد مطهري از سخنان جواهر لعل نهرو چنين استنباط مي كند كه او معتقد است كه «روميان

نيز (شايد تحت تأثير قوم يهود) حجاب داشته اند و رسم حرم سراداري نيز از روم و ايران به

دربار خلفاي اسلامي راه يافت».


پوشش زنان عرب قبل از اسلام

شواهد متعددي از قرآن حاكي از اين نكته است كه در جامعه عرب قبل از اسلام زنان براي

حضور در اجتماع از پوشش مناسب و مطلوبي برخوردار نبودند. به همين دليل همسران پيامبر ـ

صلوات اللّه و سلامه عليه و آله ـ از متابعت آن الگو منع مي شوند:

يا نِسَاء النَّبِي لَسْتُنَّ كَأَحَد مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَيتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ

قَوْلًا مَّعْرُوفًا* وَقَرْنَ فِي بُيوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيةِ الْأُولَي; اي همسران پيامبر شما مانند

هيچ يك از زنان [ديگر ]نيستيد اگر سر پروا داريد پس به ناز سخن مگوييد تا آن كه در دلش

بيماري است طمع ورزد و گفتاري شايسته گوييد. و در خانه هايتان قرار گيريد و مانند روزگار

جاهليت قديم زينت هاي خود را آشكار مكنيد.

دستورهاي اصلاحي اسلام نسبت به پوشش زنان نيز حاكي از برخي نقص ها و كاستي ها در

پوشش زنان آن دوره و فاصله آن با پوشش مورد سفارش اسلام است:

يا أَيهَا النَّبِي قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يدْنِينَ عَلَيهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَي أَن يعْرَفْنَ فَلَا

يؤْذَينَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا; اي پيامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوشش

هاي خود را بر خود فروتر گيرند اين براي آن كه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند

[به احتياط] نزديك تر است و خدا آمرزنده مهربان است.

همين نكته، از آيات سوره نور نيز كه درباره آن ها بحث خواهد شد، فهميده مي شود.

 شأن نزول آيه 30 سوره نور اشاره اي به كيفيت پوشش قبل از دستور حجاب دارد.

 در اين شأن نزول آمده است «كان النسا يتقنعن خلف آذانهن;

زنان دنباله مقنعه خود را به پشت گوش هاي خود مي انداختند» بنا بر اين، گلو و بنا گوش آن ها

هويدا بود. تاريخ پژوهان نيز اين نكته را كه زنان جزيرة العرب از حجاب مناسبي برخوردار

نبودند، تأييد مي كنند.

اكنون سخن در اين است كه اين وضعيت به دنبال وضع قانون اسلامي مبني بر ضرورت حجاب

بر هم خورد.

جمعه سوم اسفند 1386 |

آموخته ام ...

آموخته ام : زندگی مثل یک نقاشی است، با این تفاوت که در آن از پاک کردن خبری نیست. آموخته ام :که هیچ روزی از امروز با ارزشتر نیست.
ـ آموخته ام : بیش از آنکه مرا بفهمند، دیگران را درک کنم
ـ آموخته ام :که مرد بزرگ به خود سخت می گیرد و مرد کوچک به دیگران
ـ آموخته ام : که دانش خود را به دیگران آموزش دهم و دانش دیگران را بیاموزم بنابراین علم خود را انفاق کرده ام و آنچه را نمی دانم آموخته ام.
ـ آموخته ام : پیش از آنکه دوستم بدارند، دوست بدارم. آموخته ام : همیشه فردی خوش بین باقی بمانم. چرا که زندگی و موهبتهای آنرا دوست دارم.
ـ آموخته ام : اگرچه از هر چیزی بهترینش را ندارم، ولی از هر چیز که دارم بهترین استفاده از کنم.
ـ آموخته ام : لبخند ارزانترین راهی است ک می توان با آن نگاه را وسعت بخشید.
ـ آموخته ام : آنچه امروز در دست دارم، ممکن است آرزوی فرداهایم باشد.
ـ آموخته ام : زندگی مثل یک نقاشی است، با این تفاوت که در آن از پاک کردن خبری نیست.
ـ آموخته ام :که هیچ روزی از امروز با ارزشتر نیست. 

جمعه سوم اسفند 1386 |

چند تا عکس از شاه و خونوادش

 تو مکه

 تو مکه


ادامه مطلب

پنجشنبه دوم اسفند 1386 |

عکس

 

 

 

 

 

پنجشنبه دوم اسفند 1386 |

والنتاین یا سپندار مذگان؟؟؟

ضربه ي فرهنگي: " تغييراتي در فرهنگ كه موجب به وجود آمدن گيجي، سردرگمي و هيجان مي شود. "
اين ضربه چنان نرم و آهسته بر پيكر ملت ما فرود آمد كه جز گيجي و بي هويتي پي آمد آن چيزي نفهميديم!


اين روزها مردم برگزاري جشن ها و مناسبت هاي خارجي را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر مي دانند.
سفره هفت سين نمي چينند، اما در آراستن درخت كريسمس اهتمام مي ورزند!
جشن شب يلدا كه به بهانه بلند شدن روز، براي شكرگزاري از بركات و نعمات خداوندي برگزار مي شده است را نمي شناسند، اما همراه و همزمان با بيگانگان روز شكرگزاري برپا مي كنند!
همه چيز را در مورد
Valentine و فلسفه نامگذاريش مي دانند، اما حتي اسم "سپندار مذگان" به گوششان نخورده است.
چند سالي ست حوالي 26 بهمن ماه (14 فوريه) كه مي شود هياهو و هيجان را در خيابان ها مي بينيم. مغازه هاي اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله مي شود. همه جا اسم
Valentine به گوش مي خورد. از هر بچه مدرسه اي كه در مورد والنتاين سوال كني مي داند كه

فلسفه ي والنتاين : "در قرن سوم ميلادي كه مطابق مي شود با اوايل امپراطوري ساساني در ايران، در روم باستان فرمانروايي بوده است بنام كلوديوس دوم. كلوديوس عقايد عجيبي داشته است از جمله اينكه سربازي خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد. از اين رو ازدواج را براي سربازان امپراطوري روم قدغن مي كند. كلوديوس به قدري بي رحم وفرمانش به اندازه اي قاطع بود كه هيچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت. اما كشيشي به نام والنتيوس (والنتاين)، مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي كرد. كلوديوس دوم از اين جريان خبردار مي شود و دستور مي دهد كه والنتاين را به زندان بيندازند. والنتاين در زندان عاشق دختر زندانبان مي شود. سرانجام كشيش به جرم جاري كردن عقد عشاق، با قلبي عاشق اعدام مي شود... بنابراين او را به عنوان فدايي و شهيد راه عشق مي دانند و از آن زمان نهاد و سمبلي مي شود براي عشق!"

اما كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق بوده است!
جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با
29 بهمن، يعني تنها 3 روز پس از والنتاين فرنگي! اين روز "سپندار مذگان" يا "اسفندار مذگان" نام داشته است.

فلسفه بزرگداشتن سپندار مذگان : به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن (سلامت، انديشه) كه نخستين صفت خداوند است، روز سوم ارديبهشت يعني "بهترين راستي و پاكي" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهريور يعني "شاهي و فرمانروايي آرماني" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند. در هر ماه، يك بار، نام روز و ماه يكي مي شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن مي شد، جشني ترتيب مي دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب مي گرفت. همين طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ يا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشني با همين عنوان مي گرفتند.

چرا سپندار مذگان در روز پنجم اسفندماه نيست؟

زیرا در گذشته ایرانیان 12 ماه 30 روزه و 5 روزافزون بر آن 12 ماه در سال شمار خود داشته اند. بنابراین روز پنجم اسفند٬سپندار مذگان بوده كه  با روز 335 از سال برابر است و در سال شمار كنوني ايرانيان با 29 بهمن مطابقت مي كند.

سپندار مذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردند.
ملت ايران از جمله ملت هايي است كه زندگي اش با جشن و شادماني پيوند فراواني داشته است، به مناسبت هاي گوناگون جشن مي گرفتند و با سرور و شادماني روزگار مي گذرانده اند. اين جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگي، خلق و خوي، فلسفه حيات و كلا جهان بيني ايرانيان باستان است. از آنجايي كه ما با فرهنگ باستاني خود ناآشناييم شكوه و زيبايي اين فرهنگ با ما بيگانه شده
است.

شايد هنوز دير نشده باشد كه روز عشق را از 25 بهمن(valentine) به 29 بهمن (سپندار مذگان)منتقل كنيم و روز سپندار مذگان  " روز عشق "  را همانند ايرانيان 3000 سال پيش به جاي ولنتاين جشن بگيريم.

 

دوست آريايي من ٬

حال تصميم با توست كه كدام يك از اين روزها را براي هديه دادن به عشقت انتخاب مي كني؟!؟!؟!؟

پنجشنبه دوم اسفند 1386 |

يك با يك برابر است

معلم پاي تخته داد مي زد

صورتش از خشم گلگون بود

و دستانش به زير پوششي از گرد پنهان بود

ولي آخر كلاسي ها

لواشك بين خود تقسيم مي كردند

و آن يكي در گوشه اي ديگر" جوانان " را ورق ميزد

براي اين كه بي خود هاي و هوي مي كرد

با آن شوري بي پايان

                    تساوي هاي جبر را نشان مي داد

با خطي خوانا بر روي تخته اي كز

                                   ظلمي تاريك غمگين بود

تساوي را چنين نوشت :

                         " يك با يك برابر است "

 

از ميان جمع شاگردان يكي برخاست

هميشه يك نفر بايد برخيزد

به آرامي سخن گفت :

 

" تساوي اشتباهي فاحش و محض است "

 

نگاه بچه ها نا گه به يكسو خيره گشت

معلم مات بر جا ماند

و او پرسيد :

                اگر يك فرد انسان واحد يك بود

                آيا باز يك با يك برابر بود ؟

معلم خشمگين فرياد زد :

                           آري  برابر بود

و او با پوزخند ي گفت :

                   اگر يك فرد انسان واحد يك بود

                   آن كه زور و زر به دامان داشت

                                                          بالا بود؟

                    آ ن كه قلبي پاك و فاقد زر داشت

                                                        پايين بود؟

آن كه صورت نقره گون چون قرص داشت

                                                    بالا بود؟

آن سيه چرده كه مي ناليد

                              پايين بود؟

 

اگر يك فرد انسان واحد يك بود

اين تساوي زير و رو مي شد

حال مي پرسم يك اگر با يك برابر بود

نان و مال مفت خواران از كجا آماده مي گرديد ؟

يا چه كسي ديوار چين ها را بنا مي كرد ؟

يك اگر با يك برابر بود

پس كه پشتش زير بار فقر خم مي شد؟

يك اگر با يك برابر بود

پس چه كسي آزادگان را در قفس مي كرد؟

 

معلم ناله آسا گفت :

                        " بچه ها در جزوه ي خويش بنويسيد:

                                    

                        يك با يك برابر نيست

پنجشنبه دوم اسفند 1386 |

تبریک تولد

چند روز دیکه تولد یه نفر دیگه از عزیزاست

پیشاپیش تولدت مبارک

a href=

بالاخره صد ساله شدی و هنوزم بیخ ریشه باباتی

چهارشنبه یکم اسفند 1386 |

چگونه از ترشيدگي جلوگيري كنيد؟

قابل توجه بعضی ها

۱_ يقه اولين خواستگار رو بچسبيد حتی اگه ۶ ماه کوچیکتر باشه كه شايد تنها شتر بخت شما باشه

 2_ناز و لفت و ادا و اطوار رو بذاريد كنار چون از شما نازتر هم تو خونواده هست

 3_در معرض ديد باشيد حتی اگه یه افغانی بهتون گفت "از اون بالا کفتر میایه"، گذشت اون زمان كه مي‌گفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سايه مي رنجه

 4_سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه برين همچين بگي نگي از دهن مي‌افتين.

 5_تموم دوست پسراتونو تهديد به ازدواج كنيد، اگه موندن چه بهتر،

چهارشنبه یکم اسفند 1386 |

عکس های دیده نشده ی سال 57

دولت موقت اسفند 57

هويدا در سردخانه


ادامه مطلب

چهارشنبه یکم اسفند 1386 |

عجیب ترین کفشای دنیا!

حتما ببینید

خیلی باحاله


ادامه مطلب

چهارشنبه یکم اسفند 1386 |



زیر بیدی بودیم
برگی از شاخه بالای سرم چیدم
گفتم :
آیتی بهتر از این می خواهید ؟

poya_gholpesar@yahoo.com

هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386

با گذشته جنسي همسرتان چگونه برخورد كنيد؟
وقتي زني مادر مي شود
انگيزه هاي غلط براي بچه دار شدن
10 مطلبي كه در اولين گفتگو بايد از آن اجتناب كرد
4 هفته اول آشنايي دوران نامزدي
معيارهاي انتخاب همسر
اسرار روابط جنسي در خانواده هاي موفق
5 اشتباه بزرگ مردان در اولين ملاقات
قوانین مربوط به روابط عاشقانه و زناشویی
تغییرات

سايت استاد محمد رضا لطفي
سايت استاد پرويز مشکاتبان
جذاب ترین سایت و گروه ایرانی
برترین سایت تخصصی موبایل
پخش زنده از حرم مطهر حضرت امام رضا (ع)
سایت مجله هنری ماهور
وبلاگ اختصاصی استاد جلال ذوالفنون
سايت رسمى استاد جلال ذوالفنون
قالب وبلاگ

ببر مازندران
عکس
زرتشت و ...
قالب وبلاگ
کدهای قالب(خیلی توپه)

RSS 2.0

Designed By ParsTheme